+ - x
 » از همین شاعر
1 ای درد تو آرام دل من
2 به دشمن آزادی زنان
3 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
4 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
5 یار از دل من خیر ندارد
6 دور از رخت سرای درد است خانه من
7 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
8 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
9 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
10 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو

 » بیشتر بخوانید...
 بریده شد از این جوی جهان آب
 مناظره بن لادن با امیر المومنین ملا محمد عمر
 می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
 بگردان ساقیا آن جام دیگر
 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
 مرا اندر جگر بنشست خاری
 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
 عمری خيال بستم يار آشنائيت را
 توبه سفر گیرد با پای لنگ
 بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را

۳.۹
امتیاز: ۳.۹ | مجموع آراء: ۸

زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست

گر فشار دشمنان آبت کند مسکین مشو
مرد باش ای خسته دل شرمندگی در کار نیست

با حقارت گر ببارد بر سرت باران دُر
آسمان را گو برو بارندگی در کار نیست

گر که با وابستگی دارای این دنیا شوی
دورش افگن، این چنین دارندگی در کار نیست

گر بشرط پای بوسی سر بماند در تن ات
جان بده رد کن که سر افکندگی در کار نیست

زندگی آزادی انسان و استقلال اوست
بهر آزادی جدل کن بندگی در کار نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *