+ - x
 » از همین شاعر
1 به دشمن آزادی زنان
2 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
3 ای دزدیده چشم از آهو
4 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
5 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
6 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
7 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
8 یار از دل من خیر ندارد
9 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
10 ای درد تو آرام دل من

 » بیشتر بخوانید...
 ز ما برگشتی و با گل فتادی
 صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها
 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
 عاشقانه
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
 جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
 کسی که باده خورد بامداد زین ساقی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زیر زنجیر ای مبارز خلق
زور نشکستنی بده تو نشان

در وفا ایستاده باش و از این
دشمنان را به حال بد بنشان

گر تنت را کنند پاره به تیغ
با تبسم تو پاره کن دلشان

فتح با توست از آنکه حق با توست
شعله ی روح را فرو منشان


مسکو 1950


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *