+ - x
 » از همین شاعر
1 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
2 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو
3 دور از رخت سرای درد است خانه من
4 ای درد تو آرام دل من
5 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
6 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
7 یار از دل من خیر ندارد
8 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
9 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
10 ای دزدیده چشم از آهو

 » بیشتر بخوانید...
 روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
 ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد
 دوروزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
 آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
 امید محال
 بازگشت
 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 دنیای مردان
 ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زیر زنجیر ای مبارز خلق
زور نشکستنی بده تو نشان

در وفا ایستاده باش و از این
دشمنان را به حال بد بنشان

گر تنت را کنند پاره به تیغ
با تبسم تو پاره کن دلشان

فتح با توست از آنکه حق با توست
شعله ی روح را فرو منشان


مسکو 1950


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *