+ - x
 » از همین شاعر
1 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
2 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
3 ای دزدیده چشم از آهو
4 ای درد تو آرام دل من
5 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
6 به دشمن آزادی زنان
7 صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
8 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
9 دور از رخت سرای درد است خانه من
10 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو

 » بیشتر بخوانید...
 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
 چمن جز عشق تو کاری ندارد
 گل سرخ غربت
 گر جان عاشق دم زند، آتش درین عالم زند
 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز
 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
 سر گرفته است کار من امروز
 بشکن قدح باده که امروز چنانیم

۳.۶
امتیاز: ۳.۶ | مجموع آراء: ۱۱

صدره در انتظارت تا پشت در دویدم
پایم ز کار افتاد آنگه به سر دویدم

صدره سرم به در خورد چون وقت وعده ی تو
هر قدر دیر تر شد من تندتر دویدم

تا یک صدای پایی زآنسوی در شنیدم
جستم تو را ندیدم بار دیگر دویدم

در فکر گفتگویت از خواب و خور گذشتم
در انتظار رویت شب تا سحر دویدم

تو مست خواب راحت من مضطرب نشستم
تو فارغ از من و من زین بیخبر دویدم

شب رفت و پیش چششم دنیا سیاه گردید
خورشید من نیامد من بی ثمر دویدم

اکنون تو را که دیدم در پای تا سر من
آثار خستگی نیست جانم مگر دویدم


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

زرناز:

تو مست خواب راحت من مظطرب نشستم

کلمه ی مضطرب نیاز به ویرایش دارد


در پناه حضرت دوست

پاسخ
با سپاس از شما دوست عزیز ویرایش شد.



مهرنگار:

در این مصرع :
اکنون تو را که دیدم در پای تو سر من

فکر می کنم این درست باشه:
در پای تا سر من

موفق باشید

پاسخ
ویرایش و اصلاح گردید.
با سپاس از شما دوست نازنین.



 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *