+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه تلخ
2 این روز ها و خون من و گردن از شما
3 خزان
4 مادر
5 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا
6 قصه ی عشق
7 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
8 جنازه های متحرک
9 باور کن

 » بیشتر بخوانید...
 برخیز و صبوح را برنجان
 کفر و دین
 ای تو چو خورشید و شه خاص من
 جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا؟
 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
 دهم
 مارا به هم که دوخته؟ مارا جدا کنید
 علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
 ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
 در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

این روز ها و خون من و گردن از شما
صد ها بهانه کردن و آوردن از شما

سهوِ تو بود من که صمیمانه گفتمت
ممنوعه نیست میوه من، خوردن از شما

باغ بهشت را که خدا قسمت تو کرد
در آتش اش کشیدن و افسردن از شما

قالی خوش نمای دلم را دریغ و حیف
چون خاک ره ندیده و نشمردن از شما

من اختیار خویش به دست تو داده ام
دل را به غم شکستن و آزردن از شما

گل کرده شاخه های پر از میوه دلم
گل را به باد دادن و پژمُردن از شما

آیینه نجابت من عهد بستن هست
دل را بدست دیگری بسپردن از شما

این ساغری که پر ز شراب دو آتش هست
با او جفا و جور و ستم کردن از شما

یک صد غزل به وصف نگاهت سروده ام
حالا تو لطف کن و بیا بردن از شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *