+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه تلخ
2 جنازه های متحرک
3 باور کن
4 این روز ها و خون من و گردن از شما
5 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
6 قصه ی عشق
7 مادر
8 خزان
9 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا

 » بیشتر بخوانید...
 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
 بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
 به دورم رشتهء الفت چنان دلدار می تابد
 مردی
 اگر چه لطیفی و زیبالقایی
 دو رباعی
 به جان تو پس گردن نخاری
  چشمه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

تو مرا خوار مکن، یار مرا باورکُن
مثل اندوه دل زار، مر ا باورکُن

نه شبم آه نه مهتاب، مرا باور کرد
تو مگر دیده بیدار، مرا باورکُن

خلق گویند که دیوانه شدم وای به من
لیک گر مستم و هوشیار، مرا باورکُن

شده عمری به سر کوی تو منزل دارم
حُرمت و پاس نگهدار مرا باورکن

از در دوست چه ناکام دل آزرده شدم
جان من، دیده خونبار مرا باورکن

دل دشمن شودم شاد چو پامال غمم
داغ نه بر دل اغیار مرا باورکن

ساغر پُر ز می شعر تو بودم ای دوست
تو به ز یبا یی گلزار مرا باورکُن

مارچ 2008
جرمنی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

hosna:

very nice




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *