+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
2 پرندگان
3 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد
4 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
5 نازنین بلقیس
6 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
7 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند

 » بیشتر بخوانید...
 سرنوشت
 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
 ستاره ها و آفتاب
 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
 بوی مشکی در جهان افکنده ای
 آفتابی برآمد از اسرار
 بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
 صفت خدای داری چو به سینه ای درآیی
 ای خوش آن وقتيکه يوسف را زليخا می خريد
 دوبیتی های هزارگی بخش سوم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
ز مرز وسوسه ها و دو دستگیی خودم

مرا بکش به موازات دستهای خودت
بگیر از پس انبوه بستگیی خودم

مرا نمان که در اعماق خود فرو بروم
بیا که با تو ببالم به رستگیی خودم

چراغ مهر تو گم کرده جان و تاریکم
پس فواصل سرد گسستگیی خودم

صدای توست که میاید ای نجابت آب!
و یا صدای حزین شکستگیی خودم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *