+ - x
 » از همین شاعر
1 نازنین بلقیس
2 پرندگان
3 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
4 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
5 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
6 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
7 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد

 » بیشتر بخوانید...
 آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
 تا چند زنم بروی دریاها خشت
 چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
 قصر بود روح ما نی تل ویرانه ای
 دوش عشق شمس دین می باختیم
 اسیر
 آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن
 پارسی
 از اینگونه مردن...

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
کوچه کوچه باغ شعر را،شبنم زند

شرفهءشرفهء سبز خیالت نرم،نرم
آیدوآیدوخواب مرا،برهم زند

دستهای خاطر مهتابی ات
زخم رویاهام را،مرهم زند

باتوبارانی شود صحرای جان
نبض ریگستان دل کم کم زند

ازکدامین ابرو مه آبستن ای
ای توآن خرگه که شب انجم زند

چون سکوت فاصل استارگان
پرتومعنات برآدم زند

آسمان بیتوپهندشت تهی ست
نای شب فریادنامحرم زند

گرچه یارا، پاوسر،خاکسترم
کاش!این آتش مراپیهم زند



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *