+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
2 مرا، دی شبنمی از برگ رخسارت حکایت کرد
3 پرندگان
4 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
5 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
6 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
7 نازنین بلقیس

 » بیشتر بخوانید...
 فقط خواب
 چو با ما یار ما امروز جفتست
 حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
 ای گوهر خدایی آیینه معانی
 تا با تو قرین شده ست جانم
 اگر به گلشن ز نازگردد قد بلند تو جلوه فرما
 عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری
 ترانه تاریک
 واژه های تلخ و سنگینم
 نهان شدند معانی ز یار بی معنی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
کوچه کوچه باغ شعر را،شبنم زند

شرفهءشرفهء سبز خیالت نرم،نرم
آیدوآیدوخواب مرا،برهم زند

دستهای خاطر مهتابی ات
زخم رویاهام را،مرهم زند

باتوبارانی شود صحرای جان
نبض ریگستان دل کم کم زند

ازکدامین ابرو مه آبستن ای
ای توآن خرگه که شب انجم زند

چون سکوت فاصل استارگان
پرتومعنات برآدم زند

آسمان بیتوپهندشت تهی ست
نای شب فریادنامحرم زند

گرچه یارا، پاوسر،خاکسترم
کاش!این آتش مراپیهم زند



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *