+ - x
 » از همین شاعر
1 رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
2 آه! ای پیک دل انگیز بهار
3 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
4 سالها پیش، خاطر رنجور
5 رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
6 نغمه ی روسبی
7 گر چه با اینهمه خوبی سر و کار تو نبود
8 سرود نان
9 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
10 افسانه ی زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 حنجر و گوش و نگاه
 در فاصله ها
 در سرای مغان رفته بود و آب زده
 پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
 دارم امید عاطفتی از جناب دوست
 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک
 بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزی
 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
 چند گهی فاتحه خوانت کنم
 بز همسایه ی ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرود نان

مطرب دوره گرد باز آمد
نغمه زد ساز نغمه پردازش
سوز آوازه خوان دف در دست
شد هماهنگ ناله سازش
ای کوبان و دست افشان شد
دلقک جامه سرخ چهره سیاه
شیزی ز جمع بستاند
سر خویش بر گرفت کلاه
گرم شد با ادا و شوخی ی او
رامشگران بازاری
چشمکی زد به دختری طناز
خنده یی زد به شیخ دستاری
کودکان را به سوی خویش کشید
که : بهار است و عید می اید
مقدم فرخ است و فیروز است
شادی از من پدید می اید
این منم، پی نوبهار منم
که به شادی سرود می خوانم
لیک، آهسته، نغمه اش می گفت
که نه از شادیم پی نانم
مطرب دوره گرد رفت و، هنوز
نغمه یی خوش به یاد دارم از او
می دوم سوی ساز کهنه ی خویش
که همان نغمه را برآرم از او



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *