+ - x
 » از همین شاعر
1 دوبیتی های هزارگی بخش سوم
2 دوبیتی های هزارگی بخش چهارم
3 دوبیتی های هزارگی بخش پنجم
4 دوبیتی های هزارگی بخش یکم
5 دوبیتی های هزارگی بخش ششم
6 دوبیتی های هزارگی بخش دوم

 » بیشتر بخوانید...
 آخر از هجران به وصلش در رسیدستی دلا
 ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
 در بهاران سری از خاک برون آوردن
 آن صبح سعادت ها چون نورفشان آید
 نتانی آمدن این راه با من
 ای مبارک ز تو صبوح و صباح
 پیچک عشق
 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
 جامی است که عقل آفرین میزندش

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱


مقربان ازو قاشا شووم وا
جلال آباد مورى كجا شووم وا
جلال آباد مورى گرمى شى زوره
درخت بید بسرسایه كنوم وا

****

سمند ارغه گگ الغار و بلغار
لغامش نقره و تنگش طلا كار
اگر امشب مره منزل رسانى
تو جو بشكو كه مابوسم لب یار



تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

ناصر:

غدر خوش مه اماد




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *