+ - x
 » از همین شاعر
1 دوبیتی های هزارگی بخش ششم
2 دوبیتی های هزارگی بخش پنجم
3 دوبیتی های هزارگی بخش چهارم
4 دوبیتی های هزارگی بخش سوم
5 دوبیتی های هزارگی بخش دوم
6 دوبیتی های هزارگی بخش یکم

 » بیشتر بخوانید...
 گر می فروش حاجت رندان روا کند
 تو جام عشق را بستان و می رو
 کور و کر می خواهمت نی کور و نی کر می شوی
 پنهان به میان ما می گردد سلطانی
 بارانه
 بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
 نارسیده به سکوت
 گله از سختی ایام بگذار
 اگر حوا بدانستی ز رنگت
 لشکر مژگان

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

چو طوركاكه میگرده سر پالیز
ایزارشى صندوفه، كورته قناویز
دل آدمه قول بول موكونه
كه فاطو جان موازملك انگریز

****

ستاره در هوا یكصدو دو بود
باچه مردك پس در گه بَرو بود
آتى آبى موگه درگه ره واز كو
عاشق ازمو داماد مى از شمو بود

****

قدى گندم دیدوم آلى قدیت را
سخن گفتى نفامیدم گپت را
سخن گفتى سخنهاى جدایى
نمیدانوم كه شاهى یا گدایى

****

الا باد اى الا باد اى الا باد
مره كى موبرى پیش پرى زاد
مره یك جاى ببر كه سایه باشه
درخت زنجفیل استاده باشد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *