+ - x
 » از همین شاعر
1 نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی
2 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
3 کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
4 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
5 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
6 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
7 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
8 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
9 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
10 ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی

 » بیشتر بخوانید...
 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
 پيکی که رساند بمن از وی خبر اينک
 دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
 نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 هله هشدار که با بی خبران نستیزی
 این چنین پابند جان میدان کیست
 از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
 آری ستیزه می کن تا من همی ستیزم
 دهانم را هرکه بوسیده است، از قدمت نام تو حیرت کرده است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی
به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد
کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی
چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت
الا ای خسرو شیرین که خود بی تیشه فرهادی
قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین
خدا را ای شکر پاره مگر طوطی قنادی
من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد
چنان کز شیوه شوخی و شیدایی تو بیدادی
تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی
به افسون کدامین شعر در دام من افتادی
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی
خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن
اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی
جوانی ای بهار عمر ای رویای سحرآمیز
تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه بادی
به پای چشمه طبع لطیفی شهریار آخر
نگارین سایه ای هم دیدی و داد سخن دادی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *