+ - x
 » از همین شاعر
1 مسافرازسفردلسرد می آید
2 تا پیچک خیال تو از ناز قد کشید
3 عابر، پتو بپوش زمستان هنوز هست
4 بانو، حکایت خود موبه مو نکرد
5 شاعر به مرگ عاطفه ماتم گرفته است

 » بیشتر بخوانید...
 من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
 به تن این جا به باطن در چه کاری
 این قافله عمر عجب میگذرد
 یاد ایامی که در این کوچه یاری داشتیم
 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
 اشکم دهل شده ست از این جام دم به دم
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
 به غير از آستانت جا ندارم
 کف خاکی که دارم از در اوست
 نقد مدرن

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱

پیچک خیال

تا پیچک خیال تو از ناز قد کشید
رویا جوانه کرد، غزل باز قد کشید

در بال های باور گنجشک های شعر
احساس نا شیانه ی پرواز قد کشید

شاعر نبود آن که خودش را نوشت و بعد
در واژه های روشن اعجاز قد کشید

گل کرد در تکلم و بعدن دلش گرفت
مثل ترانه دردل آوازقد کشید

گم شد میان همهمه ی"تال" و "سر" سپس
از لابلای "سرگم" یک ساز قد کشید

پایان گرفت هستی اش و خوشه خوشه باز
با رویش دوباره ی آغاز قد کشید


برگرفته از تارنمای خراسان زمین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *