+ - x
 » از همین شاعر
1 غزل تقویم ها
2 جغرافیای ویرانی
3 مساحت رنج
4 فصل وصل
5 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
6 نان ماشینی
7 اتفاق
8 شعری برای جنگ
9 گلوی شوق
10 تقصیر عشق بود

 » بیشتر بخوانید...
 منم که کار ندارم به غیر بی کاری
 چند از این راه نو روزگار
 دل من دل من دل من بر تو
 ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه
 اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
 ای روز مبارک و خجسته
 تو نور دیده جان یا دو دیده مایی
 و بیاد من و تو
 یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
 شرمندگی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *