+ - x
 » از همین شاعر
1 اتفاق
2 جغرافیای ویرانی
3 شعری برای جنگ
4 مساحت رنج
5 گلوی شوق
6 فصل وصل
7 تقصیر عشق بود
8 نان ماشینی
9 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
10 غزل تقویم ها

 » بیشتر بخوانید...
 بروید ای حریفان بکشید یار ما را
 باز چون گل سوی گلشن می روی
 شیردلا صد هزار شیردلی کرده ای
 یک جنون بی رقم، معتاد می سازد مرا
 آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
 چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
 نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
 نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
 همتم شد بلند و تدبیرم
 برخیز و مخور غم جهان گذران

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گُرده ایم
گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *