+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب
2 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
3 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
4 چو بیند روی تو ای نازنین گل
5 تنی داری بسان خرمن گل

 » بیشتر بخوانید...
 بازم صنما چه می فریبی تو
 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
 خوناب گریه خواب به چشمم حرام داشت
 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
 سلب العشق فادی، حصل الیوم مرادی
 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
 خواب رندانه
 کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
 یکی که تازه مسلمان شد
 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب
من تلخ کام مانده در حسرت چنین لب
بودیم بر کناری عطشان آب وصلت
زد بوسه ی تو ما را چون نان در انگبین لب
هرگز برون نیاید شیرینی از زبانش
هر کو نهاده باشد باری دهان برین لب
عاشق از آستینت شکر کشد به دامن
چون تو به گاه خنده، گیری در آستین لب
تا در مقام خدمت پیش تو خاک بوسد
روزی دو ره نهاده خورشید بر زمین لب
از بهر آب خوردن باری دهان برو نه
تا لعل تر بریزد از کوزه ی گلین لب
با داغ مهر مهرت ای بس گدا که چون من
از آرزوی لعلت مالند بر نگین لب
از معجزات حسنت بر روی تو بدیدم
هم شکر آب دندان هم پسته آتشین لب
دل تلخکام هجر است او را به جای باده
زین بوسه های شیرین درده به شکرین لب
تا چند باشد ای جان پیش در تو ما را
چون مرغ بهر دانه از خاک بوسه چین لب
تو سرخ روی حسنی تا کرد شیر شیرین
خط نبات رنگت همچون ترانگبین لب
چون فاخته بنالم اکنون که مر تو را شد
همچون گلوی قمری ز آن خط عنبرین لب
هنگام شعر گفتن شوقت مرا قرین دان
ز آن سان که در خموشی با لب بود قرین لب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *