+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب
2 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
3 چو بیند روی تو ای نازنین گل
4 تنی داری بسان خرمن گل
5 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

 » بیشتر بخوانید...
 روز ار دو هزار بار می آیی
 ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
 در دهر هر آن که نیم نانی دارد
 به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
 گلوی شوق
 گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
 به یاد تو دوست داشتنی ترینم
 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
 دلا مکن بجهان کار و بار هوس
 بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی دانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چو بیند روی تو ای نازنین گل
کند بر تو هزاران آفرین گل
تو با این حسن اگر در گلشن آیی
نهد پیش رخت رو بر زمین گل
اگر بلبل کند ذکر تو در باغ
ز نامت نقش گیرد چون نگین گل
چو از ذکر لبت شیرین کند کام
شود در حلق زنبور انگبین گل
گلی تو از گریبان تا به دامن
بهر جانب بریز از آستین گل
اگر در خانه گل خواهی به هر وقت
برو آیینه برگیر و ببین گل
ندارد باغ جنت همچو تو سرو
نباشد شاخ طوبی را چنین گل
به رنگ و بو چو تو نبود که چون تو
خط و خالی ندارد عنبرین گل
اگر با من نشینی عیب نبود
که دایم خار دارد همنشین گل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *