+ - x
 » از همین شاعر
1 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
2 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
3 چو بیند روی تو ای نازنین گل
4 ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب
5 تنی داری بسان خرمن گل

 » بیشتر بخوانید...
 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
 امروز چنانم که خر از بار ندانم
 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
 آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا
 دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
 با آن که از صفا چو بهاری نشسته ام
 دوم
 چشمان تاریک
 هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چو بیند روی تو ای نازنین گل
کند بر تو هزاران آفرین گل
تو با این حسن اگر در گلشن آیی
نهد پیش رخت رو بر زمین گل
اگر بلبل کند ذکر تو در باغ
ز نامت نقش گیرد چون نگین گل
چو از ذکر لبت شیرین کند کام
شود در حلق زنبور انگبین گل
گلی تو از گریبان تا به دامن
بهر جانب بریز از آستین گل
اگر در خانه گل خواهی به هر وقت
برو آیینه برگیر و ببین گل
ندارد باغ جنت همچو تو سرو
نباشد شاخ طوبی را چنین گل
به رنگ و بو چو تو نبود که چون تو
خط و خالی ندارد عنبرین گل
اگر با من نشینی عیب نبود
که دایم خار دارد همنشین گل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *