+ - x
 » از همین شاعر
1 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
2 تنی داری بسان خرمن گل
3 چو بیند روی تو ای نازنین گل
4 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
5 ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب

 » بیشتر بخوانید...
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
 آتش افکند در جهان جمشید
 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
 رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند
 ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
 پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
 بود آیا که در میکده ها بگشایند
 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تنی داری بسان خرمن گل
عرق از وی روان چون روغن گل
صبا از رشک اندام چو آبت
فگنده آتش اندر خرمن گل
چمن از خجلت روی چو ماهت
شکسته چون بنفشه گردن گل
گر از رویت بهار آگاه باشد
پشیمان گردد از آوردن گل
به سیل تیره ابر نوبهاری
بریزد آب روی روشن گل
غم تو در گریبان دل من
چو خار آویخته در دامن گل
منم ا زخوردن غمهای تو شاد
چو زنبور عسل از خوردن گل
اگر از خاک کویت بو بگیرد
قبای غنچه و پیراهن گل
چو در برگ از خزان زردی فزاید
ز روح نامیه اندر تن گل
مها از سیف فرغانی میازار
نخواهد عندلیب آزردن گل
گلت را همچو بلبل دوست دارست
جعل باشد نه بلبل دشمن گل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *