+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پسته ی دهانت شیرین و انگبین لب
2 تنی داری بسان خرمن گل
3 چو بیند روی تو ای نازنین گل
4 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
5 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن

 » بیشتر بخوانید...
 من مرگ غفلتم
 صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
 چند بوسه وظیفه تعیین کن
 زندان
 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
 احساس
 کوچه ی ما
 کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تنی داری بسان خرمن گل
عرق از وی روان چون روغن گل
صبا از رشک اندام چو آبت
فگنده آتش اندر خرمن گل
چمن از خجلت روی چو ماهت
شکسته چون بنفشه گردن گل
گر از رویت بهار آگاه باشد
پشیمان گردد از آوردن گل
به سیل تیره ابر نوبهاری
بریزد آب روی روشن گل
غم تو در گریبان دل من
چو خار آویخته در دامن گل
منم ا زخوردن غمهای تو شاد
چو زنبور عسل از خوردن گل
اگر از خاک کویت بو بگیرد
قبای غنچه و پیراهن گل
چو در برگ از خزان زردی فزاید
ز روح نامیه اندر تن گل
مها از سیف فرغانی میازار
نخواهد عندلیب آزردن گل
گلت را همچو بلبل دوست دارست
جعل باشد نه بلبل دشمن گل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *