+ - x
 » از همین شاعر
1 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
2 آواز آبشار
3 با گیج ها در توکیو
4 جنگل
5 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
6 وطن
7 هشدار و اسکلیت
8 زیبا رویان شوی ندارند
9 پنجره ات را ببند
10 برای نتوانستن

 » بیشتر بخوانید...
 جان منی جان منی جان من
 دیده ها شب فراز باید کرد
 به شکرخنده اگر می ببرد جان ز کسی
 من نمی گويم به عالم روزگار از من نشد
 سال نو سال خوشی، سال صفاست
 هست کسی صافی و زیبا نظر
 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
 علونا سماء الود من غیر سلم
 خانه متروک
 هر که ز عشاق گریزان شود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آوازش را تکانده بود

از خرده های کینه ی دیروز

کوه به کوه

به دنبال گنجشک ها آمده بود

من هم برگشته بودم سنبله ی سرشاری درکف

در بامدادی وسیع یک خیل گنجشک فرود آمدند در دستهایم

پراندم کلاغها ی نشسته بر طناب زبان را

دستم را درازکردم باوزن گنجشک هایش

دستش را درازکرد برای گنجشک هایش

چند کلاغ مانده از شب پیش

از بامداد می گریختند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *