+ - x
 » از همین شاعر
1 نگاه - داغ تر
2 در سرزمین های دیگر
3 باغهای معلق بابل
4 باغ قالی
5 صدای مرا می شنوی؟
6 ههههههههه
7 بگذر
8 زن زیبا است
9  چهار رباعی
10 حیف نیست ؟

 » بیشتر بخوانید...
 من بی نهایتم
 پریا
 نخل امید
 چون دل جانا بنشین بنشین
 نشسته ای سر سنگی
 ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
 همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
 پرکندگی از نفاق خیزد
 ای رونق نوبهار برگو
 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پیرهن . ته می نشیند در تنت

دستم ته می نشیند در تنت

گونه هایت مطلاتم می شوند

نسیم که می وزد

لبانم ماهیان خوشبخت زمین اند.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *