+ - x
 » از همین شاعر
1 گهواره
2 کوهی برای تو خس وخاشاک می شود
3 صدای مرا می شنوی؟
4 دوستت میدارم ای زخم زرد!
5 مرد درخت
6 با گیج ها در توکیو
7 از بوی گلهای قالی
8 بر فراز بلند ترین کوه رفتم
9 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
10 جنگل

 » بیشتر بخوانید...
 نشسته ای سر سنگی
 میزبانی مهمان
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
 چرا
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
 چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
 چه دلشادم به دلدار خدایی
 ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
 روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل یک شیشه ی پاک یکدل از دستم افتاد

یک دل بی تکلف یک دل سبز. آزاد

دل که از دستت افتاد از خودت دست بردار

در بیابان رها شو شانه بر شانه ی باد

از همین جای منزل آخر کار پیداست

عاشقی های ناکام آرزو های بر باد

دخترک ناجوان است سخت نامهربان است

ازده ماست تنها اینقدر داد و بیداد

مثل بادی ازاین ده در بیابان وزیدیم

خانه ی ما خراب است خانه ی یار آباد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *