+ - x
 » از همین شاعر
1 جنگل
2 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
3 زیبا رویان شوی ندارند
4 نشسته ای سر سنگی
5  چهار رباعی
6 زیر پیراهنت جای من است
7 زن زیبا است
8 جرقه ها
9 تنهایی در صورتم جیغ می زند
10 مثل یک شیشه ی پاک یکدل از دستم افتاد

 » بیشتر بخوانید...
 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
 تلخکها
 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
 زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
 ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
 عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
 برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت
 مستدرکات

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از بوی گلهای قالی

مست مرگم.

از آب و نان به تصویری اکتفا کردم

از زندگی به شعری

که ترا تمام قد در چشم اندازم می داشت.

در شعرم از شیرین و لیلا تا نیلوفرو شهلا

آب تنی کرده اند،

زندگی تنها تماشا بود

در کنار همین رود.

وگرنه از بوی گلهای قالی

مست مرگ

در خیابان ها

بادسر انجام

دکمه های پیراهنم را می ریخت.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *