+ - x
 » از همین شاعر
1 می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
2 با سرو قدی تازه تر از خرمن گل
3 خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
4 یک روز ز بند عالم آزاد نیم
5 برخیز و بیا بتا برای دل ما
6 این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
7 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
8 از آمدن و رفتن ما سودی کو
9 دارنده چو ترکیب طبایع آراست
10 می لعل مذابست و صراحی کان است

 » بیشتر بخوانید...
 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
 در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
 باورشکن
 اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی
 مست گشتم ز ذوق دشنامش
 سکوت من زیباست
 آشپزخانه
 چشم براه
 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری
 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا

۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۵

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت


تا کنون ۸ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

سلام...لطفا شعر رو اصلا کنید. درستش اینه :

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

پاسخ
درود بر شما دوست نازنین،

بر اساس کتاب ترانه های خیام، گردآوری صادق هدایت، و دیگر نسخ رباعیات خیام که هم اکنون در دسترس ما نمی باشند، همانا جناب (روبه) آرام گرفته اند ورنه شیر در ویرانه ها آرام نمی گیرد.

با سپاس از شما
مسعود عثمانی



بهنام:

ما نفهمیدیم
این بالاخره شیر بود یا روباه که آرام گرفت!!!!!!!!!!




VIto:

سلام
آخه وقتی میخوای بگی با خاک یکی شدم نمیگی رضازاده زد چپ و راستم کرد که! میگی این بچه اول دبیرستانی مثلا زد خون از دماغم راه افتاد. همون روباهه درسته




سیروس:

درود و دو صد بدرود به دوستان
ااصل شعر میگه که :

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.




حسن:

من کتاب رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری رو دارم.
اصل شعر اینه که برات می نویسم.

آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
نام کتاب: رباعیات خیام
خط و مقدمه : عباس شاه قلعه
ویراستار : مهسا براتی
چاپ : چاپخانه پیام
نوبت چاپ : دوم ۱۳۸۵
انتشارات مژگان
تمام موارد کتاب رو نوشتم تا باور کامل کنید




bruce:

اگه دليل بر اينه كه روباه در ويرانه هاست پس فردوسى اشتباه كرده كه گفته
دريغ است كه ايران ويران شود كنام پلنگان و ((شيران ))شود




گمنام:

به نظر من هم شیر آرام گرفت صحیح تر هست و همونطور که دوستان اشاره کردند فردوسی هم از این ترکیب استفاده کرده و البته خیلی شعرای دیگه و اگه به نسخ مختلف رباعیات خیام مراجعه کنید می بینید که بیشتر آنها هم ازکلمه شیر استفاده کرده اند نه روباه




ایرانی:

ای آقایان چه فرقی دارد هردوحیوانندبازه کسی که گورمی خورده جایش روبه بخوابه بهتراست.والله




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *