+ - x
 » از همین شاعر
1 نا خورده شراب می خروشیم
2 من مست می عشقم

 » بیشتر بخوانید...
 خوش جامه که در هر نارسا رساست
 مرز
 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
 قرن ما
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 ای دیده ز نم زبون نگشتی
 ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
 مست شبرو
 من اگر مستم اگر هشیارم

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱


نا خورده شراب می خروشیم
خود تا چه کنیم اگر بنوشیم

آنگاه شنو خروشان مستان
این لحظه هنوز ما خموشیم

کو تابش می که پخته گردیم
از خامی خویش چند جوشیم؟

چون می نخرند زهد و تقوا
پس بیهده ما چه می فروشیم

از جام طرب فزای ساقی
یاران همه مست و ما به هوشیم

گر غمزهء مست او ببینیم
هیهات که باز چون خروشیم

هرچند بدو رسید نتوان
لیکن چه کنیم هم بکوشیم

شب خوش بودیم بی عراقی
امروز در آرزوی دوشیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *