+ - x
 » از همین شاعر
1 آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
2 ارکان گهرست و ما نگاریم هم
3 درخت تو گر بار دانش بگیرد
4  تا ذات نهاده در صفائیم همه
5 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
6 کیوان چو قران به برج خاکی افگند

 » بیشتر بخوانید...
 چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
 ناودانها
 من از اقلیم بالایم سر عالم نمی دارم
 سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
 بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
 در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست
 امشب ای دختر انگور به بالین تو ام
 نگر خود را بچشم محرمانه
 هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
از بوی و مزه چون شکر و عنبر سارا

زو بوسه بیابی اگر او را بزنی کارد
هر چند تو با کارد بوی آن تن تنها

چون کارد زدیش آنگه پیش تو بیفتد
مانند دو کاسه که بود پر ترحلوا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *