+ - x
 » از همین شاعر
1 درخت تو گر بار دانش بگیرد
2 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
3 آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
4 ارکان گهرست و ما نگاریم هم
5  تا ذات نهاده در صفائیم همه
6 کیوان چو قران به برج خاکی افگند

 » بیشتر بخوانید...
 هر زمان لطفت همی در پی رسد
 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
 ای پرتگاه دور از دسترس من!
 خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
 اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو
 در ظلمت از چشم يقين آنکس که ايوان يافته
 هر صبوحی ارغنون ها را برنجان همچنین
 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
  تا ذات نهاده در صفائیم همه
 مشاعره

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


تا ذات نهاده در صفائیم همه
عین خرد و سفره ی ذاتیم همه
تا در صفتیم در مماتیم همه
چون رفت صفت عین حباتیم همه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *