+ - x
 » از همین شاعر
1 شهر خوابیده
2 کویر
3 رنگه هویت خود باخته اند
4 تحفه ی عید
5 خروش خفته
6 بز همسایه ی ما
7 آرزو
8 نور امید
9 نیایش
10 سکوت قرن

 » بیشتر بخوانید...
 بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
 هله آن به که خوری این می و از دست روی
 زهی بزم خداوندی زهی می های شاهانه
 بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
 شبانه
 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
 بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
 هندسۀ هجر
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

فرا سوی دیار درد كآنجا

كاجهای غصه ها همواره میرویند

و میلاد شقایقهای باور را

به رگبار سرود تلخ نفرین جشن میگیرند

نهیب اهرمن جاریست

در گهوارهء لالایی رویای نافرجام

كه پولادین تبار رفته درتبعید را

بر ( باغهای سرخ و سبز ) خویشتن

هرلحظه میخواند

و آن سو . . .

در پس دیوار های ساكت نیرنگ

تمام نسلهای زیر چتر زنگارین هر پندار

به پیرامون گور خویشتن

خمیازه میكارند

و من با ده خزان اندوه

زان تبعیدگاه دور با این شعر می آیم :

( بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم )

( فلك را سقف بشگافیم و طرح نو در اندازیم )


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *