+ - x
 » از همین شاعر
1 ستاره (ادبیات کودک)
2 رباعیات
3 شهر خوابیده
4 وداع
5 رنگه هویت خود باخته اند
6 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
7 بز همسایه ی ما
8 مادر
9 نیایش
10 اندر ستایش خدا

 » بیشتر بخوانید...
 گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
 بیخود شده ام لیکن بیخودتر از این خواهم
 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
 گله از سختی ایام بگذار
 رنگ انگشتان
 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
 از آن جام که شکست...
 مررت بدر فی هواه بحار
 آقا و عقل
 درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سر براورد از گریبان صفا چهر حیات

تا ترا در خلوت رویای دیرین یافتم

لحظه ها آمیخت با پیرایه ی شهر بهار

آرزوها ریشه زد بشگفت برگ آورد و بار

طرح نو پرتو فشان شد در حریم باورم

بادة الفت فرو بنشاند عطش ساغرم

از تو در بزم خیالم جلوه گر نور امید

شهرفرداها فروزان از تو چون صبح سپید

ناز اقبال عاقبت خمیازة عزلت شكست

رشتة تنهایی موهوم را از هم گسست

هرزمانت عید و هر عیدت مبارك تاكه هست

درخط هستی رقم نامت چه در بالا چه پست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *