+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 پاییز
3 نور امید
4 ای زادگاه من
5 رقص آتش
6 بوزینه و انسان
7 گلدان
8 خروش خفته
9 آزادی
10 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار

 » بیشتر بخوانید...
 ای هوس های دلم بیا! بیا! بیا! بیا!
 چو یقین شده ست دل را که تو جان جان جانی
 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
 ای گزیده یار چونت یافتم
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
 ز ما برگشتی و با گل فتادی
 اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
 امسی و اصبح بالجوی اتعذب
 شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
 هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

درمیان درس وزن و قافیه
درسربحث ( سبب) یا ( فاصله)(1)

دختری گلگون رخ سیمین بدن
شوخ طبع و دلربا، شیرین سخن

كاو دلش ازسرخوشی سرشاربود
نازنین، شورآفرین، عیار بود

گفت : ای فن ادب را اوستاد
هیچكس داد سخن چون تو نداد

چیست شعر و معنی و تفسیر او
محتوی و منبع و تعبیر او

گفتمش هركس به قدر فهم خویش
داده تعریفی گهی كم گاه بیش

منطقی گوید كه شعر احساسهاست
نكته های خالی از وسواسهاست

شعرفریاد صداقتبار ماست
انعكاس رشتة افكار ماست

فلسفی گوید كه شعر إغما بود
باز تاب عالم بالا بود

راز نا پیداكران بحرو بر
هست پیوند طبیعت با بشر

مذهبی گوید (كلام كاذبون)
چون یقولون بما لایفعلون(2)

لیك ادبدان پرزمعنی خواندش
گفتة موزون مقفی داندش

منبعش الهام و مقصود آگهی
از فراز و از نشیب زنده گی

◘ ◘ ◘

چون شنید این مبحث و غوغای شعر
این همه تعریف و مافیهای شعر

گوهر دندان به برق خنده سفت
دست برزلفان زد و با نازگفت

این بزرگان جمله بی ره رفته اند
درهیاهوی جدل گم گشته اند

آنچه من میدانم از تعریف شعر
نیست توصیفی به جز ازبهرمهر

شعر تصویریست از بوس و كنار
باده خوردن بیدریغ از دست یار

تاسحر درخلوت مستی شدن
بیخبر از عالم هستی شدن

همچو پیچكها به هم آمیختن
هرگناه خفته را انگیختن

بعد ازان رقص و سرود خوشنوا
باورت گر نیست پس با من بیا

----------------------

(1) سبب، وتد و فاصله از اصطلاحات عروضیان است .
(2) اشاره به آیة 226، سورة شعراء .


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *