+ - x
 » از همین شاعر
1 ای زادگاه من
2 تحفه ی عید
3 نخل امید
4 نرگس دلدار
5 فردای دیروزین
6 رنگه هویت خود باخته اند
7 اندرز
8 بانگ آشنایی
9 پیام سبز
10 رباعیات

 » بیشتر بخوانید...
 خداوند خداوندان اسرار
 ای قلب و درست را روایی
 استقامت
 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
 بیا ای زیرک و بر گول می خند
 آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
 خواجه غلط کرده ای در صفت یار خویش
 عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
 از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
 شعر ناتمام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تاكشیدم جرعه یی زان نرگس دلدارمست

دست غیب آمد فراز و كرد استغفار مست

خواست تا پنهان كند رخ، عشق دست او گرفت

دین ودل شدمست وهوش و عقل هم ناچارمست

باز درحیرت شدم چون چشم در چشمش شدم

چشم مست و لعل مست و خنده و گفتار مست

هرطرف دیدم جز از مستانه گی چیزی نبود

مست چون دیوانه و دیوانه چون هشیار مست

چون شدم در مجلس رندان كسی با ما نبود

جام مست و كوزه مست و باده مست و یارمست

مومن و ترسا و گبرو هندوان رفته زخویش

خانه مست و شهر مست و كوچه و بازار مست

سوی مسجد تا شدم دیدم درانجا نیز هست

شیخ مست و خرقه مست و سبحه و دستارمست

حیرتم افزود چون درخانقه دیدم كه بود

پیرمست و حلقه مست و گرمی اذكار مست

دیدم آنجا صوفیی تكرار میخواند این سرود

كعبه مست و دیر مست و خانة خمار مست

ترسم اندر حشر بینم چون برون آیم زخاك

شرع مست و عرش مست و نورمست و نار مست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *