+ - x
 » از همین شاعر
1 خروش خفته
2 نیایش
3 پاییز
4 پس از سکوت بلند
5 کیستم من
6 ترا با خویش میبینم
7 آیت غرور
8 ستاره (ادبیات کودک)
9 آزادی
10 شهپر خاکستر

 » بیشتر بخوانید...
 یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 ای که دایم به خویش مغروری
 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
 رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
 نا خورده شراب می خروشیم
 تبار وسوسه ها
 رخصت نظاره ای گر می دهد جانان مرا
 تنها
 چون در عدم آییم و سر از یار برآریم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در کارزار هستی، رنجی چشیده باید
زین چارسوق حیرت، دردی خریده باید

دریای زندگانی، تالاب موج خیز است
زین ورطه تا به ساحل، قدری خمیده باید

تندیس ناله اینجا، ترسیم شرمساریست
صوت شکسته صخره، ما را شنیده باید

تصویر آرزوها، تعمیر زندگانیست
بار تلاشها را، هردم کشیده باید

از یأس برنخیزد، اقبال را هیابی
در سوگ نا توانی، اشکی چکیده باید

ذوق نیازمندیست، آیین و صلخواهی
تا آستان مقصود، بر سر دویده باید

مدهوش سرگرانی، در قید جهل تاکی
زین آشیان غربت، آخر پریده باید

اندوه سایه گستر، در دشت کامجویی
هرچند خار راهست، آنرا ندیده باید

تقریر شکوه ننگست، مردانه رهروان را
یک قلب خون همت، درتن تپیده باید

آسودگی نزیبد، ما را که برق خوییم
برق از هوا نجنبد، جو را دریده باید

آهنگ بینشانی، افسانۀ جنون زاست
از بی هدف روانها، عمری رمیده باید

مضمون گرمجوشی، عنوان دفتر ماست
گر مدعی نداند، کنجی خزیده باید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *