+ - x
 » از همین شاعر
1 بهار
2 اندرز
3 طفل یتیم
4 بانگ آشنایی
5 تحفه ی عید
6 نیایش
7 پیام سبز
8 نخل امید
9 رباعیات
10 نرگس دلدار

 » بیشتر بخوانید...
 ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
 گیرم که بود میر تو را زر به خروار
 ز بزم وصل ، خواهشهای بیجا می برد ما را
 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
 کيست آن کآهوی مشکين مرا رام کند
 خم نیرنگ
 باور
 زمان
 ز رویت دسته ی گل می توان کرد
 در مدح بزرگان زمانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای آیت غرور ترا این شتاب چیست

نازت بنازم این همه قهر و عتاب چیست

گر خون عاشقان تو به ساغر نکرده یی

این جمله رند و زاهد ومست وخراب چیست

گر قصد صید دل به دلت نیست ماه من

مژگان واژگون تو همچون قلاب چیست

آگه شدم که دوش به میخانه رفته یی

صهبای غم منم ز تو شوق شراب چیست

گر آرزوی سوختن ما نکرده یی

در دفتر نگاه تو برق شهاب چیست

گر همچو نخل بیثمری قد علم کنیم

پس ارمغان خوشۀ بذر شباب چیست

گفتی تو یک زمان که بیایم ولی بگو

بر دشت دیدگان تو نقش سراب چیست

باور ترا که نیست به سیل سرشک من

بنگر به رود دیده که لعل مذاب چیست

اکنون به ساحل غمت آواره میشوم

باشد تو پی بری که خطا و صواب چیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *