+ - x
 » از همین شاعر
1 اندرز
2 باریکه راه سرنوشت
3 تعریف شعر
4 توسن سرشت
5 رباعیات
6 بهار
7 آشوب تخیل
8 وداع
9 پس از سکوت بلند
10 آیت غرور

 » بیشتر بخوانید...
 وگاهی زندگی پرواز را ماند
 الا ای طوطی گویای اسرار
 پاییز
 ای آتش خموش شده در میان دود
 یا مالک دمة الزمان
 چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
 ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب
 اگر با تو نبودم
 حکایت
 گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ششجهت نقش ترا میبینم

فطرتم را نگة تو استاد

کاروان خرد و اندیشه

داده ام در رة عشقت برباد

ریشه های کهن نخل امید

میکشند از ستم تو فریاد

یا برانم زخویش یاکه بخوان

ورنه اندیشه کی شود آزاد

هر زمان آرزوست آواره

درخم کوچه های عشق آباد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *