+ - x
 » از همین شاعر
1 فردای دیروزین
2 رقص آتش
3 تبعیدگاه
4 آشوب تخیل
5 خشم
6 اندر ستایش خدا
7 نخل امید
8 ای زادگاه من
9 پیام سبز
10 نیایش

 » بیشتر بخوانید...
 ايدل برو کنار شو آن دلبر آمده
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 ما عاشق و بی دل و فقیریم
 طوطی جان مست من از شکری چه می شود
 با ارغنون شکسته
 بیست و پنجم
 حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
 ای بس که از آواز دش وامانده ام زین راه من
 ترازوی طلایی
 دوستی همرۀ بتان پوره به گپ نمی شود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کیستم من بلبلی از روی گل بیگانه یی
یک گل بی باغبان و قمری بی لانه یی

سبزة خشکم که دامنگاه چرخم کرده زار
چون حباب افتاده ام اکنون به دریا خانه یی

غرش فریاد ناقوسم به ظلمتگاه شب
کز غریوم میکشم خلقی به حسرتخانه یی

رندم و مستور در تحت توهم، هم خیال
جای رندان نیست جز درگوشة میخانه یی

همچو دیوانه به من جز بستر آشوب نیست
قمری آسا میکنم کوکو به هر ویرانه یی

برجبال خاطرم جز صخرة غم هیچ نیست
مست هستم از شراب عشق بی پیمانه یی

خامة فانوس نقاشم میان میکده
آتش شمعم که سوزم بر در بتخانه یی

شام غربت بار سنگینی بشد برکتف دل
صبح امیدم نشد مفتوح از زولانه یی

درحصار چشمه سار چشم بینای دلم
نقش معکوسیست از ابر غم دردانه یی

گشته ام مغروق در گرداب تار اضطراب
تا شدم مأیوس از کج دیدن جانانه یی

تا به کی در تند باد دشت رنگین خیال
چون کبوتر پر زنم درحسرت کاشانه یی

تا به کی گریان شدن بر مرقد امیدها
مرد را شایسته نبود عادت طفلانه یی

میشوم آواره زاشوب تخیل این زمان
تا زچشم مست او نوشم دوسه پیمانه یی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *