+ - x
 » از همین شاعر
1 سکوت قرن
2 نرگس دلدار
3 ستاره (ادبیات کودک)
4 آیت غرور
5 ترا در خویش می بینم
6 تبعیدگاه
7 اندر ستایش خدا
8 تعریف شعر
9 شهر خوابیده
10 امید محال

 » بیشتر بخوانید...
 تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال
 مختار من
 ای که با سلسله زلف دراز آمده ای
 بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
 بیا ای هموطن از هم شویم ما
 با صد هزار دستان آمد خیال یاری
 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
 ما عاشق و بی دل و فقیریم
 فرضیه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


در شوکت نیایش ابر و درخت و باد
در رویش طلایهء خورشید مامداد
در لغزش دوبارهء رهوار هر نفس
ای زادگاه من
من لحظه
لحظه
لحظه ترا سجنده می کنم

در انجماد فصل سپید شگفته گی
در شعله های خفته به خاکستر امید
در لابلای پویش اندیشه های تلخ
ای زادگاه من
من ذره
ذره
ذره ترا ناله می کنم

در وحشت تداوم نیرنگ خشمزا
در هیبت مسلسل زولانه و تفنگ
در امتداد غرش شیپور های مرگ
ای زادگاه من
من قطره
قطره
قطره
ترا گریه می کنم

کراچی - ۵ جدی ۱۳۷۳


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *