+ - x
 » از همین شاعر
1 ماه لعنتی!
2 رفته

 » بیشتر بخوانید...
 ای گزیده یار چونت یافتم
 بنگر آن ماه روی باده فروش
 دارو
 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
 امشب کنار لاش خودت ساعتی بمان
 ای آمده از عالم روحانی تفت
 شعری برای جنگ
 دیریست که من گمشده در راه توستم
 شمس و قمرم آمد، سمع و بصرم آمد
 بر منبرست این دم مذکر مذکر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پا گذاشتم در جای پای که رفته
رفتم در راهی که برگشته
این سر با من سر سازگاری ندارد
سر که نه
آبله ‏ی بزرگی که لای شانه هایم روییده

چشم دوختم به کوچه ‏ی که آمدنش کوچیده
در زدم به دری که ورودش زخم خورده

این دل با من سر دلداری ندارد
دل که نه
خریطه ‏ی از خاطره های گریخته

- برگه‏ ی که نوشتم به نشانی اش رسیده؟
- آقا! نامه ات نشانیی نداشته

من مشتری مرگی ام که برگه اش برگشت خورده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *