+ - x
 » از همین شاعر
1 دیشب
2 کله بی سوژه
3 بازسازی
4 اندر مذمت انواع آزادی
5 کرامات دموکراتیک یک شیخ
6 معنای تجدد
7 زن زدن
8 آزادی بیان
9 غزل بی ناموس
10 چادری

 » بیشتر بخوانید...
 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
 اگر دانی زبان اختران را
 با سماجت یک الماس
 چه قومی در گذشت از گفتگوها
 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
 دیگر این پنجره بگشای که من
 آیینه بمان پیش رخت، رنگ بینداز
 تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم
 غزل تقویم ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هک می شویم آخرش از صفحۀ خدا
وبلاگ عمر می رود آن سوی قصه ها

بیچاره چاره، یکسره آواره می شود
در می زند به مقصد سرگشته در هوا

قصدش که احتجاج کند یک کمی شدید
هاها! هلوهلو!چه چه؟پس پس، چرا چرا؟

پژواک و انعکاس صدا...دا... مگرچه بود؟
گم می شود، دوباره چرا، می شود رها

...ها...ها،چرا،رها،به کجا؟ این چنین دلیر
آخرنمی رسد مگر این ره به ناکجا؟

تا ناکجا،کجا؟ به چه سو؟ ای چرا،بلی؟!
شاید صدای آدم خاکی ست بی بها

رفتن کجا،چرا؟ عجبا از سکوت تلخ
این قتل نیست لایق یک قطره خونبها؟

یا چشم ِ چشم ها همه پنهان در ابرها
یا گوش ِ گوش ها به چرا نیست آشنا

گم می کند که گم شود، ای گم شدن بگو
فهمیده ای اشارۀ این اشتباه را؟

اما،چرا،دوباره چرا می شود،که باز
دریا شود ادامه دهد راۀ رفته را

دریا شود همیشه پر از حرف حرف حرف
جاری شود به سوی قدر جانب قضا

دنیا هکیدن است پر از نارسیدن است
هک می شویم ما و پس از لحظۀ شما

سپتمبر 2009، هامبورگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *