+ - x
 » از همین شاعر
1 جایزه برای کرزی
2 علت مرگ و زندگی
3 هیچ و پیچ
4 در میان کارتون ها
5 زبان درازی
6 برای معشوقه پیر
7 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
8 سلام
9 ماجرای این و آن
10 راپورهای واصله امپورت می شود

 » بیشتر بخوانید...
 غلام نرگس مست تو تاجدارانند
 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 سراندازان همی آیی نگارین جگرخواره
 ترکبن طبقا عن طبق مولائی
 ای که مستک شدی و می گویی
 ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی همرهی
 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
 گداز گوهر دل باده ناب است شبنم را
 گریه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


به جان ِاین جهان پیچ در پیچ
چه می پیچی و آنهم نیز در هیچ
جهان هیچ است و آن هم نیز در پیچ
که پیچش هیچ و هیچش هیچ در هیچ

*******

هرچند در این زمانه رستم بودی
زورآور و پهلوان و محکم بودی
یک نیمه سوال کوچک اما باقی ست
آدم هستی؟ ویا که آدم بودی؟!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *