+ - x
 » از همین شاعر
1 آشپزخانه
2 طرز خوبان
3 اصلاً چرا؟
4 طالبان
5 حسن تعبیر
6 راپورهای واصله امپورت می شود
7 تلک
8 سبک انتحاری
9 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
10 عقلنامه

 » بیشتر بخوانید...
 رازست محرمانه بمغز سخن برس
 حق با پدر بود
 یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 پیام
 ای دزدیده چشم از آهو
 طارت حیلی و زال حیلی
 نگاهبان
 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
 نالد به حال زار من امشب سه تار من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


یک روز خجسته در بهاران
" بیدل " آمد به جمع یاران

یک یار قدیم گفتش ای دل
ازچیست که نام توست بیدل؟

گفتا که دراین جهان فانی
برکیست که مانده زندگانی؟

من نیزگذارم این جهان را
این منزل کوچ عاشقان را

فردا که شوم ازاین ولایت
من رهرو راه بی نهایت

دیوان ِمرا تباه سازند
کوه سخنم چوکاه سازند

یا کاه ندیده، کوه جویند
من آنچه نگفته ام، گویند

هرکس به طریق ترجمانی
آرد به سرش بلای جانی

این فلسفه آن، حساب جوید
این نقطه و آن کتاب جوید

تفسیر کند بیا و بشنو
در کاسه ببیند او مۀ نو

این برسر شعر من بیآید
بیدل شده ام، چرا که باید

نالیده نگه کنم به بیدل
این دل خواهد، ندارم آن دل

۱۴ جنوری ۲۰۰۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *