+ - x
 » از همین شاعر
1 معنای تجدد
2 در مدح بزرگان زمانه
3 خره شو
4 آقا و عقل
5 دلهای گریخته
6 تاپ و تیپیک
7 برای معشوقه پیر
8 علاج چشم عمر
9 کنفرانس لندن
10 تشناب سالاری

 » بیشتر بخوانید...
 چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
 برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
 سماع آمد هلا ای یار برجه
 دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
 قلمم زاده نیزار غم است
 حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
 الا هات حمرا کالعندم
 تبسم ریز لعلش گر نشان پرسد غبارم را
 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
 علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

علاج چشم عمر، گفت طالبی پشما
که یک ضعیفه بشاشد دو قطره در چشما
ز کاروان ضعایف به کار شد، چندا
اگر چه کوشش بسیار، شاش شد بندا
عجایب است که یک قطره هم سراب شدا
گرفت، کار ِ خودش پس خودش به دست ِ خودا
به سوی سقف به نیم نگه نظر کردا
که من نه مطرب و دیوثم و نه نامردا
ایا خدای تعالی، پلان تو چونا
بماندا نظر من چو بخت ِ مجنونا؟
نه از سپهر و نه از سقف آمدی بانگا
چو توپ رفته که آید به وقت ِ پینگ پانگا
یکی ز جمع ضعایف که قصه اش مُفتا
به استناد طبیبی بزرگ می گفتا
همان دو قطره که درمان چشمت از آنا
بباید آن به دهان تو کرد، حیوانا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *