+ - x
 » از همین شاعر
1 دیشب
2 چلو
3 کله بی سوژه
4 لگد
5 از اضغاث احلام یک ملاّ
6 آن روز دور نیست
7 آزادی بیان
8 غزل بی ناموس
9 سینما
10 دوتا نگاه

 » بیشتر بخوانید...
 ندا آمد به جان از چرخ پروین
 دو رباعی
 قومندان با خدا نالیده می گفت
 چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
 مرا زياد محبت به خوبرويان است
 دهانم را هرکه بوسیده است، از قدمت نام تو حیرت کرده است
 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
 روستایی بچه ای هست درون بازار
 دوگیتی را صلا از قرأت اوست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


دُمب دل را به تقاضای غزل می مالم
کنج پَسخانۀ آن هر چه بود می پالم

می خورم نان غزل جوشی و لب چوشی دل
از همو نان عجیب است که گه بی حالم

نان من نان غریبی ست که نامش شوق است
می خورم گرده کفک می شوم و خوشحالم

شوق دلباز و غزلساز مرا همراهست
شُترک می زند، از فتنه چو مالامالم

بی همان، باب کِلِک دَندَۀ دجال شوم
خطری درگذرد هفته و ماه و سالم

سینمای دل من فلم غزل می خواهد
بی سبب نیست اگرهم به هوای دالم

لب و یا سینۀ کس تا غزلی رنگ آمد
لب به لب سینه به سینه ست همه احوالم

از طبیبان غزل گمشده امیدم نیست
گرده را دیده و گویند که من اسهالم

غزل شوق همان بود و نمی دانستم
پشت دیوال دلم آمده،من دیوالم

20 دسامبر 2004، هامبورگ، کاکه تیغون

دُمب : دُم
پَسخانه : اتاقک معمولاً کوچک که بیشتر ضروریات خانه و خانواده در آن گذاشته می شود.
گرده کفَک شدن (گُ کَ فَ ) :کنایه ازبسیار خندیدن
شترک زدن (شُ تُ رَ ): مانند امواج دریا در حرکت بودن، موج زدن.
کلک دنده ( کِ لِ ِ دَ ) : نوعی از بازی با دو چوب، یکی بزرگتر ( دنده ) و دیگری
کوچکتر ( کلک ) که کودکان با آن روز گذرانند. قواعد این بازی فراموشم شده ولی آنچه
یادم مانده این است که به دلیل فضای بزرگی که برای این بازی ضرورت است بیشتر در
بیرون از منازل ودر کوچه انجام می یابد و شاید از همین جاست که بازی بچه های کوچه
به شمار می رود. دنده کلک، چلک دنده و دنده چلک هم می گویند.
خطری : اکثراً ولی نه همیشه معادل خطرناک و پر خطر است.
دال : از انواع حبوبات
دیوال : دیوار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *