+ - x
 » از همین شاعر
1 قند و قروت
2 پلان ها و فلان ها
3 آن سوی خط
4 مدت وزارت در کابینۀ کرزی
5 دعوای قانونی
6 سینما
7 در میان کارتون ها
8 راپورهای واصله امپورت می شود
9 سبک انتحاری
10 استخاره های انتخاباتی

 » بیشتر بخوانید...
 به من نگر که منم مونس تو اندر گور
 من که حیران ز ملاقات توام
 همان ساعت که از بزم وصالت دور گردیدم
 من رای درا تلالا نوره وسط الفاد
 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
 اول نظر ار چه سرسری بود
 بی بازگشت
 آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
 سُهشی
 دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


ازمن همه زنگیدن،از تو نه جوابیدن
زنگیدم و زنگیدم با شوق ِ سلامیدن

از شوق ِ سلامیدن گنگیده شدم الکن
سَل سَل سَله لا سَل سَل، سرمست تو بشنیدن

سل سل سله لاسل سل، انبوۀ گل مُرسل
تندیس سلام خود از خنده تراشیدن

از بهر سلام آخر صدگونه غزل گویم
لک لک غزلک لک لک، جنبیدن و رقصیدن

وعلیک نمی آید یا آمده و شاید
در اوج غزالیدن مشغول غزل چیدن

یک صوتک ِ " توت توت توت"، در گوشَک و پس تر زان
گفتی که : "هلو! "گفتم " این بنده غلامیدن"

هَل هَل هَله لو لولو این چیست مرا برگو
گفتی که همان است این، سل سل سله لامیدن

" بسیار سفر باید تا پخته شود خامی "
تا غرب جنوبیدن، تا شرق شمالیدن

صوتم به فلک رفته تا گوش ملک رفته
در قول و قوافیدن سنجیدن و عقلیدن

این آن و همان این است، دنیا همه رنگین است
از خنده چه می خیزد، رخشیدن و تابیدن

من در طلب آنم تا آن به کمند آید
هین! آن به کمند آمد، از صوت سلامیدن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *