+ - x
 » از همین شاعر
1 سوگ سرود ۲
2 تکدرخت شرقی
3 دردنامه
4 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
5 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
6 تبار من
7 شهرزاد
8 پنجره
9 دیار آخرین
10 بیخ سوزان

 » بیشتر بخوانید...
 گل کرده سبز ناز خیالت به خانه ام
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
 ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
 کبک
 گنج
 آینه جان شده چهره تابان تو *
 مر عاشق را ز ره چه بیمست
 به حیرت آینه پرداختند روی تو را
 غزل آخرین انزوا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باد چرخ میزند آواز روزگار
آواره است ساحت پرواز روزگار

دلتنگ آن زمین نخستین روشنم
آن شوکت شروع، سرآغاز روزگار

دست حوا به عاطفه ی عشق خانه کرد
پاشید خویش را به تک و تاز روزگار

دلتنگ آن صدای نخستین فطرتم
بر دورهای گنگ ِ پر از راز روزگار

***

منصور های عزت و فرهاد های عشق
مفهوم های گمشده از ساز روزگار

یک باغ در صدای بهاران شکسته است
صد ها نیاز سرزده از ناز روزگار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *