+ - x
 » از همین شاعر
1 اسیر
2 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
3 کوچ و غربت
4 دیار آخرین
5 تردید
6 آلیس
7 از آنسوی هستی
8 پنجره
9 بی تو بسیار گریه کردم
10 چگونه راه میدهی

 » بیشتر بخوانید...
 نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
 گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
 صوفیان در دمی دو عید کنند
 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!
 فرضیه
 ز ما برگشتی و با گل فتادی
 ادر کاسی و دعنی عن فنونی
 امروز گزافی ده آن باده نابی را
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 برفتیم ای عقیق لامکانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باد چرخ میزند آواز روزگار
آواره است ساحت پرواز روزگار

دلتنگ آن زمین نخستین روشنم
آن شوکت شروع، سرآغاز روزگار

دست حوا به عاطفه ی عشق خانه کرد
پاشید خویش را به تک و تاز روزگار

دلتنگ آن صدای نخستین فطرتم
بر دورهای گنگ ِ پر از راز روزگار

***

منصور های عزت و فرهاد های عشق
مفهوم های گمشده از ساز روزگار

یک باغ در صدای بهاران شکسته است
صد ها نیاز سرزده از ناز روزگار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *