+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه
2 آلیس
3 پنجره
4 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
5 در باد چون سنگ
6 زنده گی
7 تکدرخت شرقی
8 دیار آخرین
9 سوگ سرود ۱
10 حیله های رقصان

 » بیشتر بخوانید...
 هین کژ و راست می روی باز چه خورده ای بگو
 ز بس پرهيز بسيار می کنی يار
 سرود ملی
 چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
 از آن جام که شکست...
 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
 ساربانا اشتران بین سر بسر قطار مست
 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
 سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به استاد لطیف ناظمی - به مناسبت 55 ساله گی استاد

ای تکدرخت شرقی مغرب نشین، بگو
از آیه های با ور و نور و یقین، بگو

ای شهسوار وادی شعر دری بمان
با من ز همصدایی صبح بهین، بگو

از آشیان سوخته بر شاخه های نور
وز ریشه های سوخته از تفت کین، بگو

بعد از من و تو آبی آن آسمان چه شد؟
تیغ طلوع برآمد از آن آستین، بگو

صد حنجره صدا به دل واژه آب کن
در کوچه های مرده ی شهر غمین، بگو

از ریشه های آبی آواز های نور
با باغهای خسته ی آن سرزمین، بگو

بس روز ها که روزنه یی دیده وا نکرد
وردی برای ختم شب، ای بهترین، بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *