+ - x
 » از همین شاعر
1 سوار نور
2 بی تو بسیار گریه کردم
3 تردید
4 ساقه در بیهوایی
5 همصدایی
6 خلوت شاعرانه ام هوس است
7 آلیس
8 گریه
9 مهمان یاد های توام در دوام شب
10 سوگ سرود ۱

 » بیشتر بخوانید...
 هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
 ای آنک به دل ها ز حسد خار خلیدی
 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
 دلا چون واقف اسرار گشتی
 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
 دلم از سير گلشن وا نگردد
 ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
 ترا از آستان خود براندند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به استاد لطیف ناظمی - به مناسبت 55 ساله گی استاد

ای تکدرخت شرقی مغرب نشین، بگو
از آیه های با ور و نور و یقین، بگو

ای شهسوار وادی شعر دری بمان
با من ز همصدایی صبح بهین، بگو

از آشیان سوخته بر شاخه های نور
وز ریشه های سوخته از تفت کین، بگو

بعد از من و تو آبی آن آسمان چه شد؟
تیغ طلوع برآمد از آن آستین، بگو

صد حنجره صدا به دل واژه آب کن
در کوچه های مرده ی شهر غمین، بگو

از ریشه های آبی آواز های نور
با باغهای خسته ی آن سرزمین، بگو

بس روز ها که روزنه یی دیده وا نکرد
وردی برای ختم شب، ای بهترین، بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *