+ - x
 » از همین شاعر
1 مهمان یاد های توام در دوام شب
2 دردنامه
3 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
4 اسیر
5 از آنسوی هستی
6 شهرزاد
7 مادر
8 همصدایی
9 حیله های رقصان
10 ابر سیاه جامه

 » بیشتر بخوانید...
 هنگامه
 جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
 بخش چهارم
 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
 بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
 دو رباعی
 ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
 بدرود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

فاژه کدام روز تلخی؟
پرسر و صدا
و جنبیدن
نه جنبش
زوزه کدام دردی؟
باورت کرده بود آیینه
با سادگی
باورت کرده بود
مرد آهای مرد!
این سوی رود خستگی
آن سوی رود تنهایی
تن به تندی موج ها
بده

ورنه خود را
تلف کرده ای
نگاه کن
آیینه به دستان کوچک را
که خورشید را
شکار کرده اند
آه ای جنس برتر
جنس فروتر را
بگذار
بماند
در شط

و ناجی خود شو
شط را بگذار
زن را
دریابد
یا بشکن
در خودِ فراتر
درخودِ برتر
و در ناتوانی ات
بشکن
بشکن
بشکن

13-08-05


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *