+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر
2 بی تو بسیار گریه کردم
3 لیلی
4 آلیس
5 در باد چون سنگ
6 راز آفرینش
7 پاییز
8 ای آتش خموش شده در میان دود
9 شهرزاد
10 دیار آخرین

 » بیشتر بخوانید...
 ز اول بامداد سرمستی
 امروز جمال تو سیمای دگر دارد
 نه آتش های ما را ترجمانی
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 کچری قروت
 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
 خداوند خداوندان اسرار
 دل با دل دوست در حنین باشد
 ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
 نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

از سایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم، خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

علی:

من هر دو دست زیبا، سرشاربوسه کردم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *