+ - x
 » از همین شاعر
1 دردنامه
2 اسیر
3 از آنسوی هستی
4 شهرزاد
5 مادر
6 همصدایی
7 حیله های رقصان
8 ابر سیاه جامه
9 دیار آخرین
10 بی تو بسیار گریه کردم

 » بیشتر بخوانید...
 شبانه
 مادر
 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش
 ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش
 روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
 افندس مسین کاغا یومیندن
 این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه ست
 بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت کرد بسمل را
 قلندر جره باز آسمانها
 بهار

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

از سایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم، خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

علی:

من هر دو دست زیبا، سرشاربوسه کردم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *