+ - x
 » از همین شاعر
1 زمین نخستین
2 لیلی
3 بهانه
4 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
5 مهمان یاد های توام در دوام شب
6 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
7 خلوت شاعرانه ام هوس است
8 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
9 دردنامه
10 تبار من

 » بیشتر بخوانید...
 هلا ای آب حیوان از نوایی
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
 انا لا اقسم الا برجال صدقونا
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 خلق
 روزگاریست که ما را نگران می داری
 بسکه در قلب من تپش داری
 قلمم زاده نیزار غم است
 نیم من

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به كجا سفر نمایم كه ببست غصه پایم
به جستجو چه گیرم كه نماند هیچ جایم

سفری به اوج دارم، نظری به عمق یارم
نه توان و تاب آرم ره اگر به خود گشایم

به خود ارنظركنم من، همه خود نهفته در تن
نه منم كه «خویش» روشن به خدا كه خود خدایم

همه زلال مهرم همه آبی سپهرم
همه روشنان مهرم، كه ملك كند ثنایم

چو به «من» اسیر مانم چه خموش و ناتوانم
كه زمین بود مكانم به كجا رسد صدایم

تو سفیر شهر نوری تو دلیل شعر و شوری!
تو همان شكوه دوری كه ترا غزل سرایم

تو زلال پاك آبی تو صفای ماهتابی
تو غزل نه ای كتابی تو مكن مكن رهایم

تو صداقت زمینی تو دیار آخرینی
ز تو گر رها شوم من به كجا سفر نمایم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *