+ - x
 » از همین شاعر
1 از آنسوی هستی
2 تبار من
3 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
4 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
5 پاییز
6 تکدرخت شرقی
7 بیخ سوزان
8 بی تو بسیار گریه کردم
9 گریه
10 خلوت شاعرانه ام هوس است

 » بیشتر بخوانید...
 دلا منه قدم اصلا به نردبان مجاز
 عشق جز دولت و عنایت نیست
 ایا ملتقی العیش کم تبعدی
 یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
 عیشم مدام است از لعل دلخواه
 صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
 سر زلفت به هر کس تار دارد
 ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
 ای تو چو خورشید و شه خاص من
 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

ازسایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم،خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *