+ - x
 » از همین شاعر
1 دیار آخرین
2 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد
3 زنده گی
4 ای آتش خموش شده در میان دود
5 تکدرخت شرقی
6 پنجره
7 زمین نخستین
8 سوگ سرود ۲
9 شهرزاد
10 پاییز

 » بیشتر بخوانید...
 سی و چهارم
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
 آمد مه و لشکر ستاره
 گیر لیورس
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
 به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
 سال ها پیروی مذهب رندان کردم
 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گفتم ترا که بی تو بسیار گریه کردم؟
از ابتدای باور تا یار گریه کردم

ازسایه های یادی دورم حصار بستم
بنشستم و شکستم،خونبار گریه کردم

دریا شدی و رفتی تو در صدای موجی
من خشت پخته گشتم دیوار گریه کردم

در عکس های لرزان در قطره ی گریزان
تکرار خنده کردی تکرار گریه کردم

دستان تو کجایند؟ -خورشید های وحشی-
من چار فصل غم را ناچار گریه کردم

بنشسته ای تو اینجا خاموش روبرویم
می بینییم که بی تو بسیار گریه کردم

پر بود خانه از تو در هر طرف تو بودی
من در هوای جشن دیدار گریه کردم

16.02.06


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *